امروز : پنج‌شنبه 8 تير 1396

اعتیاد و مشکلی به نام انتخاب 1 ساخت PDF چاپ ارسال به دوست
رای کاربران: / 0
ضعیفعالی 

نویسنده : Mark Lewis.PhD در تاریخ آگوست 2012

ترجمه : دکتر داریوش صیادی

کسی انتخاب نمی کند که معتاد باشد اما زمانی که بطور فزاینده ای دچار مشکلات می شوند ممکن است بطور مفرط نوشیدن الکل ، مصرف قرص و قمار را برای خالی کردن خود بر گزینند. و این همان چیزی است که باید مورد رسیدگی و مطالعه قرار دهیم . نقش انتخاب در شروع اعتیاد چیست ؟ نقش آن در روندحصول سلامتی فرد چگونه است ؟

کسانی که مخالف الگوی انتخابند اغلب بر این مطلب تکیه می کنند که منش و رفتار اعتیادآور (addictive behavior) ارتباطی با مسئله انتخاب آزادانه ندارد و بر آن حالتی مانند اضطرار و اجبار حاکم است . احساسی از روی نیاز یا تمایل است که فرد را وادار به استفاده مواد می نماید . طرفداران نظریه بیمار بودن فرد معتاد ، این بحث را بیشتر با تکیه بر این آگاهی که " اعتیاد واقعاً عملکرد دستگاه تنظیم دوپامین را تغییر می دهد." مطرح می نمایند . بنابر این وقتی اندام پیگیری کننده هدف (NAC - هسته آکومبنس (nucleus accumbens) یا استریاتوم قدامی(ventral striatum)) بدینسان تاثیر می پذیرد چگونه ممکن است انتخابی آزادانه داشته باشیم . نهایتاً مخالفان الگوی انتخاب بر این باورند که قالب بندی اعتیاد در چهارچوب الگوی انتخاب تنها موجب بروز ادعا و افترا هم از سوی ما و هم از جانب دیگران می شود. این مسئله خیلی بغرنج و تحمل ناپذیر می نماید " اگر این (اعتیاد) یک انتخاب است پس شما قویاً نیاز دارید که بگونه ای دیگر انتخاب کنید و این مسئولیت شماست" . این نوع نگاه همواره مسائل را بهتر نکرده و بدتر می نماید .

 

من فکر می کنم این مشکل از عبارت " انتخاب آزاد (free choice) " ناشی می شود . چه کسی می گوید انتخاب آزاد است ؟عصب شناسان انتخاب را به قشر سینگولیت قدامی (ACC) (anterior cingulate cortex) که ناحیه ای است برای نظارت و انتخاب عملکردهای مختلف و متنوع بر اساس نتایج حاصل از آنها ، نسبت می دهند . اما ACC مجبور است با تکانه هایی (impulses) که از استریاتوم قدامی تولید می شوند ، مقابله کند. استریاتوم قدامی عهده دار تعقیب و پیگیری اهداف  و متمرکز ساختن توجه (focusing attention) بر چیزی است که به احتمال زیاد منجر به دریافت بیشترین پاداش می شود و سوخت آن دوپامینی است که از بخش میانی مغز در پاسخ به نشانه هایی که با دریافت پاداش مرتبط است ، پمپ می شود . بنابر این انتخاب بین دو کنش (عملکرد)هم سنگ گرفتار شده است . ترغیب و انگیزشی کورکورانه ناشی از استریاتوم قدامی و دیدگاه منطقی تری بنام ACC .

در بیماری اعتیاد ، بخش ACC بطور فزاینده ای توسط پدیده خود فرسودگی (ego fatigue) تضعیف می شود و استریاتوم قدامی شدیدتر از بیماری نقرس به مقادیر دوپامینی که توسط نشانه های اعتیادآور (شامل تصاویر – افکار و خاطرات) رها شده است ، واکنش نشان می دهد (پاسخ می دهد) . بنابر این انتخاب بطور فزاینده ای بی معنی ، خودانگیخته (spontaneous) و غیر قابل کنترل می شود بنابراین در همه حال  نباید بهیچوجه آنرا انتخاب بنامیم ؟ 

یکی از طرفداران پیرو و مشوق الگوی انتخاب جین هیمن (Gene Heyman) است . از نظر هیمن اعتیاد نتیجه انتخابی است که در نتیجه آن بیشترین پاداش در یک لحظه داده می شود بجای اینکه آنرا در یک بازه زمانی طولانی مصرف نماید . انتخابی "مقطعی "(locally) بجای انتخابی " یکپارچه (globally)". او به مطالعات delay discounting اشاره می کند که همین مفهوم را مورد بررسی قرار می دهد . آیا آزمایش marshmallow را بخاطر دارید؟ این دقیقا" همان ایده و مفهوم است . وقایع و رویدادهای پاداش برانگیز اگر بجای بعداً ،اکنون پیش بینی شوند بسیار جذاب ترند و این خود مشکلی را ایجاد می کند : اینکه وقتی پاداش زود هنگام (immediate rewards) مکرراً انتخاب گردد ، پاداشهای دراز مدت (long-term rewards) و زودهنگام هر دو از ارزش و خوش آیندی کمتری برخوردار می گردند . در خصوص انتفاع زود هنگام ، هروئین ماده ای پر هزینه  ، خسته کننده و دارای خصلت خود ملامتگری (self-rebuke) است . هیچگاه تجربه های بعدی به اندازه تجربه اول لذت بخش نیست . بطور محض منزلت و ارزش پاداش های دراز مدت نیز به همان میزان تنزل می یابد . ناگهان ازدواجتان مواجه با خطر می شود ، شغلتان را از دست می دهید و در قرض فرو می روید ، آینده دیگر برایتان جذابیتی نخواهد داشت . به مرور پاداشها کم و کمتر می شود بنابراین پاداش زود هنگام ، یا بعبارت دیگر تزریق دوباره هروئین ، بهترین انتخاب به نظر می رسد.

هیمن می گوید تنها در یک موقعیت خاص انتخاب مقطعی نسبت به انتخاب یکپارچه برتری دارد . به عبارت دیگر دریافت پاداش زود هنگام و آن موقعی است که معتادان اغلب به خود می گویند " فقط همین یک بار " – این بسیار جذاب تر است از انتظار برای دریافت پاداش دراز مدتی که به بهبودی و سرحالی می انجامد .

چه چیز اشتباهی در الگوی انتخاب موجود است ؟ تا حدی منطقی و مستدل به نظر می رسد . تنها مشکل مربوط به اقتصاد رفتاری (behavioral economics) است. ما همچنان چیزهایی را انتخاب می کنیم که از بهترین احساسات ما نشئت می گیرد. و همچنین بدین معنی است که ما می توانیم به گونه ای دیگر انتخاب نماییم (انتخابهای متفاوتی داشته باشیم) به شرط آنکه گذرگاهی برای بازیابی و بهبودی خود مهیا سازیم .

این اشتباه است که الگوی انتخاب نقش مغز را نادیده بگیرد . یک اشتباه بزرگ است ! از دیدگاه مغز دلیل اینکه مردم پاداش زودهنگام را انتخاب می کنند اینست که دوپامین امکانات زودهنگام را پررنگ می کند. این عملکرد آن می باشد  و در سراسر دوره تکاملی نیز بدینسان بوده است . تحقیقات نشان می دهد سطح دوپامین متناسب با نزدیک شدن فرد به هدفش افزایش یافته و انگیزه نیز به موازات آن تقویت می شود . حال اگر این موضوع مربوط به پاداشهای مطرح شده در آزمایش marshmallow و یا دیگر آزمایشهای متعارف است ، تصور کنید که دوپامین چگونه در پاسخ به مواد مخدر و تأثیرات آنها دچار افزایش ناگهانی می شود ! این امواج فزاینده دوپامین خبر از میزان دسترسی پاداشی عالی و جذاب می دهد که کاملاً تعادل بین درخواست های(جاذبه های) حال و آینده را طرح ریزی می نماید . انتخاب منفعت و پاداش آینده به جای پاداشی زودهنگام یا آرامشی زودرس وقتی که هر سیناپس (synapse) در استریاتوم و قشر پیشانی مغز(frontal cortex) در حال پاسخ دادن به " اکنون حاصل از واکنش عصبی (neural now) " هستند بطور شگفت آوری دشوار می شود .

بنابر این بلی کردار اعتیادآور یک انتخاب است . هرکدام و در هر زمان . این بدان معنی است که همیشه امکان نه گفتن وجود دارد . اگرچه هنوز گفتن نه بسیار دشوار است . و این مشکلی است که گروه طرفداران "الگوی انتخاب" قادر به حل آن نیستند........

                                                                         ...........مگر با کمک علم عصب شناسی (neuroscience)