امروز : سه شنبه 8 فروردين 1396

اعتیاد به کار ساخت PDF چاپ ارسال به دوست

اعتیاد به کار  (workaholism)

مقاله از : شکوفه رستمی نژاد – کارشناس ارشد روانشناسی بالینی

در سال های اخیر دسته ای از بیماری ها که به طور کلی به ان ها اعتیاد رفتاری (Behavioral Addiction) یا اعتیاد نرم (Soft Addiction) گفته می شود ، رو به افزایش است . اعتیاد به کار (Workaholism) از این دست بیماری ها به شمار می آید . اصطلاح اعتیاد به کار اولین بار در سال 1971 توسط « اوتس » در کتاب او با عنوان « اعترافات یک معتاد به کار » بیان شد . در فرهنگ انگلیسی آکسفورد ، معتاد به کار (workaholic) به کسی گفته می شود که " بیش از حد کار می کند و احساس می کند که در هر حال و تحت هر اوضاع و احوالی به کار کردن نیاز دارد " . اعتیاد به کار به طور تکنیکی و علمی به عنوان یک مشکل روان شناختی مطرح می شود نه به عنوان یک اختلال روانی . فرد معتاد به کار کسی است که به طور عاطفی ، معتاد به کنترل و قدرت است و حالتی وسواس گونه دارد و می خواهد از این طریق ، به موفقیت و رضایت دست یابد . فردی است که برای تعریف « شخصیت » خود وابسته به کارش می شود .

اسکات و همکارانش در اواخر 1990 بیان می کنند که اعتیاد به کار به عنوان گونه ای جدی از اختلال وسواسی اجباری شناخته شده که به علت عملکرد ناقص خانواده و تأثیر عمیق بر آن ، گاه پیامد های اسفباری را به وجود آورده است . کلینگر (1991) و پورتر (1996) معتقدند که معتادین به کار اغلب ناراحت ، وسواسی و مضطربند و در نهایت برای همکارانشان مشکل ایجاد می کنند . فرینگ (1994) نیز معتقد است که اعتیاد به کار ، مسائل مربوط به سلامت را در جنبه های مختلف ، تحت تأثیر قرار می دهد و با زندگی شخصی و کاری فرد تداخل می کند . در میان پژوهش های انجام شده ، اسکات و همکاران (1997) ، سه الگوی اعتیاد به کار را شناسایی کردند که عبارتند از : کنش افراطی (وسواسی - compulsive) به کار ، کمال گرایی در کار و توفیق طلبی در کار (موفقیت طلبی) .

فاسل ، چهار نوع معتاد به کار را توصیف کرده است که عبارتند از :

1-       معتاد به کار وسواسی (compulsive) : که همیشه مشغول به کار است .

2-       معتاد به کار افراطی : که ابتدا به صورت معمولی کار می کند ولی بعدها به مراحلی می رسد که از شدت کار زیاد در بیمارستان بستری می شود .

3-       معتاد به کار پنهانی : بخشی از کار خود را در خانه یا تعطیلات انجام می دهد .

4-       معتاد به کار آنورکسیک (Anorexic) : که با ایجاد وضعیت پر فشار ، از کار طفره می رود زیرا عزت نفس وی ، آنگونه با کارش گره خورده است که نمی تواند حتی ذره ای کمتر از کار کامل انجام دهد .

لیکرون ، در سال 2000 میلادی چهار نوع عمده از معتادین به کار را معرفی می کند :

1-       معتاد به کار بولیمیک (Bulimic) : مانند افرادی هستند که « جوع » یا « پرخوری روانی » دارند ، یا کاری را عالی انجام می دهند یا اصلاً دست به آن نمی زنند . این افراد در چرخه ای از طفره رفتن از کار ، زیاده روی در کار و خستگی گیر می کنند .

2-       معتاد به کار سخت : این افراد کار ها را زودتر از زمانی که دیر شود شروع می کنند . اکثراً این جمله را می گویند " این کار باید تا دیروز تمام می شد " . کار این افراد با پرخاشگری و آسیب به دیگران همراه است .

3-       معتاد به کار با کاستی توجه : این افراد غالباً در هرج و مرج به سر می برند و توفانی از ایده های جدید در ذهن خود دارند . آنان به طور مکرر پروژه های جدیدی را شروع می کنند که هیچگاه آنها را به پایان نمی رسانند . این افراد به سرعت عصبانی می شوند ، روی میز می کوبند و به سرعت تحریک می شوند .

4-       معتاد به کار سیوورینگ (savoring) : که افرادی آرام ، دقیق و روشمند هستند و اغلب در ترک کار یا اختتام آن با مشکل مواجه می شوند .

معتادین به کار اغلب در پی فعالیت های مختلف هستند و با اتمام هر وظیفه یا فعالیت ، فعالیت دیگری را شروع می کنند بدون آن که از آن لذت ببرند . معتادین به کار ، مانند افراد وابسته به الکل یا مواد مخدر مجبورند دائماً بر میزان کار خویش بیافزایند .

برخی از پژوهشگران معتقدند که اعتیاد به کار شکل مثبتی از یک فعالیت سازمانی است . در مقابل برخی دیگر اعتیاد به کار را موضوعی منفی می دانند . آنها اعتیاد به کار را معادل اعتیاد های دیگر می دانند و معتقدند که معتادان به کار غالباً ناراحت ، وسواسی و مضطرب هستند .

برای معتادین به کار ، کار دارویی است که آنها را مشغول نگه می دارد . در نتیجه آنان قادر به درک احساسات دیگرشان از قبیل صمیمیت و دوستی نیستند . پژوهشگران دریافتند که معتادان به کار در هر مکان و هر زمانی تمایل به کار کردن یا تفکر در مورد کار را دارند . این افراد اغلب تلفن های همراه یا رایانه های قابل حمل خود را همراه دارند تا در مکان های متعدد (پارک ، تریا ، منزل و .....) به کار خود بپردازند .

اعتیاد به کار شدید با نقصان حل مؤثر مسائل ، ارتباطات ضعیف ، ثبات کم در نقش های آشکار خانوادگی ، مشارکت عاطفی کمتر ، پاسخ های عاطفی ضعیف و کارکرد پایین در خانواده ، در طول روند رشد مرتبط است .

به دنبال اعتیاد به کار ، عدم تعادل بین کار و خانواده باعث بروز مشکلات زیادی می شود و پیامد های منفی بسیاری برای آنها مثل احساس عدم رضایت از زندگی ، اضطراب و ضعف سلامتی و روابط بین فردیشان مثل افزایش تعارض بین فردی طلاق (عاطفی و قانونی) را در بر خواهد داشت .

پدیدۀ سرریزشدگی (Spill over phenomen of work family) که یکی از مفاهیمی است که اخیراً وارد حوزۀ کار و خانواده شده است ، اشاره به انتقال خلق ، توانایی ، انرژی و مهارت ها از یک محیط به سایر محیط دارد . شواهد تجربی نشان می دهد که تأثیر منفی ناشی از محیط کار می تواند محیط خانه را به شدت آلوده کند . در فرآیند انتقال وضعیت کار به خانواده بر سر حیطۀ سرریزشدگی می توانیم تأکید کنیم .

افراد معتاد به کار بدون توجه به اینکه چه وقت به رختخواب رفته اند ، زود از خواب بیدار می شوند و پس از بیداری اصلی ترین دغدغۀ آنها مسایل کاری شان می باشد . به همراه صرف غذا بخشی از کارشان را انجام می دهند مثل : مطالعه پرونده ها یا گزارش ها ، در زمان استراحت احساس ناراحتی می کنند . انجام دادن کار برایشان حالت وسواس گونه پیدا می کند . حتی به قیمت عدم لذت بردن از آن .

 

منابع : اعتیاد به کار – دکتر سید حمید آتش پور

 فصل نامۀ طب اعتیاد – شمارۀ 3 زمستان 1392