امروز : يكشنبه 2 مهر 1396

چگونه به یک فرد کمک کنیم تا تغییر کند ساخت PDF چاپ ارسال به دوست

چگونه به یک فرد کمک کنیم تا تغییر کند

تاریخ مقاله : 7 نوامبر 2013

نوشته : دکتر کری ویلکنز (Carrie Wilkens,Ph.D) ، عضو هیئت موسس و سرپرست بالینی مرکز انگیزش و تغییر (center for Motivation & Change)

مترجم : ماریتا کسرایی – کارشناس روانشناسی بالینی

انگیزه برای اقدامی که به صلاح فرد است ( بطور مثال : ترک ماریجوانا) در زمان های مختلف ، متفاوت بوده و در طی زمان تغییر می یابد . به این دلیل ، اگر سعی می کنیم تا برای ایجاد تغییر به کسی انگیزه دهیم ، بهترین کار این است که تلاش کنیم تا مرحله « آمادگی » فرد را برای تغییری که در موردش بحث می کنیم ، درک نماییم و از آنجا شروع کنیم . « از آنجا شروع کردن » به معنای اتخاذ راهبرد های مختلف برای کمک کردن ، بسته به جایی که قرار دارند ، است . به منظور انجام این کار ، به یک الگوی تغییر برای راهنمایی نیاز داریم . الگویی که اکنون موجود است !

 

 

الگوی مراحل تغییر جیمز پروچاسکا(James Prochaska)  و کارلو دی کلمنته (Carlo Diclemente) برای کمک به توصیف اینکه چگونه افراد تغییر می کنند ، ایجاد شده است . با استفاده از این الگو ، می توانیم آمادگی فرد را در پنج مرحله از یک تا پنج ، توصیف کنیم : پیش تفکر یا precontemplation (فکر نکردن در مورد موضوع یا مسئله به عنوان یک موضوع) تفکر یا contemplation  (شروع به فکر کردن در مورد چیزی که ممکن است تمایلی به آن نباشد) ، آماده سازی یا preparation ( تفکر از طریق تغییرات واقعی و چگونگی انجام آنها ) ، اقدام یا action (عمل کردن / تغییر دادن) و نگهداری یا maintenance ( عمل حفظ و تحکیم تغییرات ایجاد شده برای اقدامات طولانی تر و سخت تر ) .

در روش درمان انگیزشی ، ما این مراحل آمادگی را مد نظر قرار می دهیم . چگونه ؟ با ابتدا درک ، تصدیق و پذیرش سطح آمادگی فرد ( یک روش کلان برای اکثر افراد) و سپس سازماندهی اهداف مشترک ما برای مطابقت با این سطح از آمادگی .

به طور مثال مقایسه کنید :

مورد اول : یک دانشجوی کالج 20 ساله که به خاطر مستی از طرف دانشگاهش معلق شده و فکر می کند که آنها واکنشی افراطی داشته اند .

مورد دوم : فرد بیست ساله ای که پس از 7 ماه مصرف شدید و مفرط کوکائین ، ترک کرده و از اینکه زنده است و زندگی می کند ، بسیار سپاسگزار است .

می توانیم تصور کنیم که نفر مورد اول باید از اینکه در اثر مسمومیت الکل نمرده است ، ممنون و سپاسگزار باشد ، اما اینطور نیست . همکلامی با وی برای کار روی مهارت های « نه گفتن » در ارتباط با نوشیدن مشروب با دوستانش ، چیزی نیست که او می خواهد و چیزی نیست که حتی انجام آن به فکرش خطور کند . در نتیجه ، این واقعاً روش بیهوده ای برای برخورد با وی است . پس چه چیزی باید یاد بگیرد ؟ خوب ، باید به او کمک شود تا مسیر امن تری را در کالج انتخاب کند . اما به دلیل اینکه در " مرحله تغییر " متفاوتی است ، نکته کوچکی در این بحث وجود دارد ، او آماده یادگیری و استفاده از این مهارت ها نیست . در حقیقت پافشاری و اصرار روی آموزش این مهارت ها ، می تواند به راحتی منجر به فرار وی و ترک کالج بدون ایجاد هیچ نوع تغییر/حرکت شود .

همتای 20 ساله وی که ترک کرده چطور ؟ آمادگی او برای انجام مهارت ها و زندگی مطمئن تر بیشتر است . مایلیم تا نفر اول را به زندگی امن تر راهنمایی کنیم ، اما خوراندن اجباری پاسخ کار نیست .

اما این چیزی است که از آمادگی انتظار داریم . فرد 20 ساله اول در مرحله پیش تفکر و تفکر (اگر خوش شانس باشیم و بیش از حد تحمیل نکنیم ) ، ولی فرد دوم در مرحله عمل است و این مهارت ها را نیاز دارد . بنابر این آیا ما در مورد نفر اول بازنده ایم ؟ البته که نه و همراه با یک روش انگیزه درمانی  (motivational treatment approach)می توانیم از جایی که او قرار دارد ، شروع کرده و یک برنامه جامع را سازماندهی کنیم . این ممکن است جلسه مشاوره ای باشد که در آن تصدیق کنیم که معلق شدن و دور بودن از کالج چقدر سخت است و تلاش کنیم به او کمک کرده تا درک کند که چه چیزی در آن شب ، موجب می شود تا مستی از یک مقدار خاص بگذرد . می توانیم به او کمک کنیم که در مورد آنچه برایش اهمیت دارد ، فکر کند ( معلق نبودن ، ناراحتی و آشفتگی والدین ، چگونگی پیشگیری مجدد و چگونگی مصاحبت با دختران بدون مست بودن ) و با او یک لیست از مزایا و مضرات نوشیدن الکل را فراهم کنیم تا بفهمد که مضرات نوشیدن چیست . هر آنچه را که او از مضرات در تمام نوشیدن ها درک کرده است ( اینکه دوست ندارد خمار و منگ باشد ، دوست ندارد کلاسش را از دست بدهد ، دوست ندارد در جلوی دختران نامرتب و شلخته باشد) .می توانیم به او کمک کنیم تا در مورد روش های رسیدن به مزایای نوشیدن بدون زیاده روی در آن فکر کند . مسیر های متعددی از اینجا برای پیشروی بدست می آید . اما نکته این است که : در روش انگیزشی (motivational approach) ، شما باید با سطح و نوع انگیزه آنان شروع کنید نه با انگیزه خود ، و اجازه دهید که مسیر های پیشروی برای آنها معنا پیدا کند .

این یک ابزار فوق العاده قدرتمند در جهت کمک به افراد برای پیشروی در همه جهات است ، که هدف اصلی خواهد بود . این درک نیز با توجه به موارد فوق مستقیماً با مورد اول ارتباط می یابد . اقدامات ما به عنوان درمان تخصصی ( و شما به عنوان اعضای خانواده ) تأثیر مستقیمی بر روی انگیزه فرد محبوب شما دارد . هنگامیکه ما بتوانیم با آنها آغاز کنیم احتمالاً بیشتر پیشرفت می کنند .

وقتیکه در مورد چگونگی کمک به فرد برای تغییر کردن ، فکر می کنیم بهترین کار این است که یک روش انگیزشی را بکار بگیریم و در مورد اینکه در کجای فرآیند تغییر قرار دارند ، بیاندیشیم .اگر بتوانید اشخاص را در همان جایی که هستند ، ببینید و برای آنها حمایتی را مهیا کنید که در آن لحظه می خواهند/نیاز دارند ، می توان آنها را از طریق مراحل تغییر به جلو حرکت داد .