از افاضات دکتر شباهنگ

می توانید هر نثر یا شعری را که در قالب طنز و فکاهی باشد در این انجمن قرار دهید .

مدیر انجمن: phoenix89

از افاضات دکتر شباهنگ

پستتوسط دکتر شباهنگ » 16 مهر 1393, 17:58

برای این حقیر سر و پا تقصیر که تا دیروز نه فرق میان مورفین و پارافین را می دانستم نه تفاوت میان سنبل الطیب و شنبلیله و علف و حشیش ، یکشبه معجزتی اتفاق افتاد که همانند بزرگان و ازما بهتران که فی السابق در برخی از دارالعلوم تهران و رشت و باختران ، یک شبه صاحب منصب دکترا شدند و سرور و مولی فقرا ، این حقیر فلک زدۀ تا دیروز کپک زده نیز به کسوت حکیمان مفتخر شدم و چون این مهم یکشبه حاصل شد و در زمان تناول می و تلمیذ آهنگ ، نام بر خود نهادم دکتر شباهنگ !

القصه این حقیر ، چون به این امر خطیر دست یافتم ، شنیدستم که در کسوت حکیمان زدن تر مهم نباشد اما نگاشتن تز چرا ، که درازگوشی را در چشم خلق الله همردیف ادوارد جنر و پاستور سازد و گوش و چشم دشمنان را نیز کر و کور

بی هنر را که گر میل هنر باشد ********** باید که در نگارش و سخن سر باشد
تز نویسد و تز دهد و در سایت زند ********** در سایت بیکانه اگر زند بتر باشد
چونکه در سایت فتاد ، کس نپرسد ********** که این گفت نامیمون ، از کدام خر باشد

چنانکه شنیدستم عالم بزرگوار و باهشی در کسوت حکیمان بیهشی بدون هیچ غرض و برداشت ، در سایتی نگاشت: که ای ابله مغز خر خورده و یا زبانم لال از آنهم بدتر خورده ، تو که از آنزیم COMT ژن خاص داری ، آنهم در خون یا پانکراس داری ، مبادا که از روی افراط و از پس و پیش به نافت ماری جوانا و حشیش ببندی . زیرا هیچگاه نتوانی که ترکش نمایی و بهتر آنکه تا پایان عمرت اشک خود روانه کنی و کشک خود بسابی . الغرض علم امروز درمانده . و خجل و شرمسار و از فقدان افسار در گل و لای جهالت همانند خر مانده .

با چنین افاضاتی در سایت چون منافاتی ندیدم این حقیر بزدل و ترسو ، به جد هم از این سو و هم از آن سو به امر پزوهش پرداختم ، چون دانستم نه از هوا بخاری برخواهد خاست و نه از خلق الله عتاب و نکوهش .

همواره بر این حقیر سرو پا تقصیر این سوال باالاخص در موال بود که چرا در کشور عزیزمان ایران عجوزه افیون و اعتیاد ، آنهم اینقدر زیاد ، ورم کرده و هیچ بنی بشری نیز این نو عروس زشت روی زشت خوی را از خود نمی راند که ما ایرانیان در مهمان نوازی شهره ایم . اگر که ایران همسایه با افغانستان بود و فقر و بیکاری آن مثال پاکستان ، که این دو شرط خطیر ، هم در تاجیکستان و هندوستان هست و ثانوی در زئیر . باالاخص ایرانیان سواد و هوش و نیز کمالات و افاضات و دو ذرع زبان و یک وجب گوش دارند . پس حل این سوال چه باشد که هر جوان ایرانی با فندک و سیخ و سنگ در موال ، نیم عمر خود به بطال می گذراند و آن نیمه عقل سالم را نیز از سر خود می پراند .

تا به یاری یزدان و دعای خیر مستان پس از مدت مدیدی در سر حقیر جرقه شدیدی زده شد که از نور آن سرم منور گشت گرچه فیوز دو فقره از سه فاز آن پرید و این حقیر وارفته که در کسوت حکما جا رفته موفق به کشف بیماری عجیبی شدم که در ایران بسی ازدیاد است و منشاء اعتیاد است . کس دچار افیون نگردد مگر اینکه این مرض در او فزون شود و از افیون خلاص نگردد مگر این مرض ز وی برون .

لیک در بدو اثر ، جای دیزیز (Disease) دیس اردر (Disorder) است و در این حالت ابتلا به اعتیاد نادر . و چون اختلال فراخ و مازاد همی شد آنگاه مغز بیچاره سوراخ و وی معتاد می گردد . کس از این شوم بختی نجات و رهایی نیابد مگر قبل از شدت اختلال و رفتن به فاز نهایی ، یا وکیل و مواجب بگیر و یا دلال گردد و یا به نوعی نان مفت خورد و روزی غیر حلال بتپاند . این اختلال و بیماری را این حقیر از روی بیکاری ERD نام نهادمی که خفیف Expanded (or Extended) Rectum Disease (or Disorder) همی باشد و گر چه آنرا با مرض بواصیر مشابهت است ولی تفرق نیز افزون بود که اولی را زور زیاد و بدون تکنیک حاصل کند و دیمی را ژنتیک . اولی را هنگام درمان دوخت و کنترل نبض باید و دیمی را قبض . در اینجا به همین بسنده کنم و سخن کوتاه که روده درازی نیز از علائم این بیماری همی باشد . مابقی شرح بماند انشا الله هنگام دریافت جایزه نوبل که با این کشف به لطف یزدان و دعای خیر مستان ، عنقریب حاصل همی شود و با رنج نابرده گنج ناخورده واصل.

ای یار خوش نام ما ، که دوش نشئه بودی در پشت بام ما ، اگر نام مرض را از لسان بیگانه معنی کنی ، آنچنان آشنا یابی که خنده ای عمدی کنی . گر هم نیافتی :

یار من در درد خود اندیشه کن ********** زین سبب راستی و نیکی پیشه کن
راحتی و مال مفت erd افزون کند ********** جای دل بین انبساط در کو ... کند
گر که خواهی اعتیاد درمان کنی ********** قبل آن باید که قبض در کان کنی
سخت کوشی ، راست گویی ، اعتماد افزون کنی ********** قبل افیون سعی نما erd بیرون کنی
واژه ها سرشار از پندارهاست ارزش آنها همپای زندگی است
« ارد Orod »
آواتار کاربر
دکتر شباهنگ
کاربر عادی
کاربر عادی
 
پست: 4
تاریخ عضویت: 16 مهر 1393, 17:52
سپاسگذاری کرده اید: 4 مرتبه
سپاسگذاری شده: 13 مرتبه در 4 پست
میزان اعتبار: 0

کاربران زیر از کاربر محترم دکتر شباهنگ به خاطر این پست سپاسگذاری کرده اند
اردیبهشت (17 مهر 1393, 15:13), admin (17 مهر 1393, 19:38), dr.sayadi (18 مهر 1393, 08:39), ش-رستمی نژاد (18 مهر 1393, 19:21)

Re: از افاضات دکتر شباهنگ

پستتوسط اردیبهشت » 17 مهر 1393, 15:19

خوش آمدی دکتر شباهنگ .وجود طنازی چون شما در اینجا لازم بود موفق باشید
در پشت هیچ در بسته ای ننشینید تا روزی باز شود،در دیگری را جستجو کنیدو اگر نیافتید همان در را بشکنید.
آواتار کاربر
اردیبهشت
کاربر ویژه
کاربر ویژه
 
پست: 228
تاریخ عضویت: 31 اردیبهشت 1391, 00:42
محل اقامت: شهسوار
سپاسگذاری کرده اید: 212 مرتبه
سپاسگذاری شده: 228 مرتبه در 143 پست
میزان اعتبار: 8


بازگشت به ادبیات طنز

چه کسی آنلاین است

کاربران حاضر در این انجمن : کاربر عضو شده ای موجود نیست و 1 مهمان