تاریخ : 2 آذر 1396, 20:11

News News of شعر و مشاعره

Site map of شعر و مشاعره » انجمن : شعر و مشاعره

در این انجمن امی توانید اشعار بزرگان یا اشعاری که خود سروده اید را قرار دهید .

تا به فکر خود فتادم

تا به فکر خود فتادم ، روزگار از دست رفت

تا به فکر خود فتادم.jpg

تا به فکر خود فتادم ، روزگار از دست رفت
تا شدم از کار واقف ، وقت کار از دست رفت

تا کمر بستم ، غبار از کاروان بر جا نبود
از کمین تا سر بر آوردم ، شکار از دست رفت

داغ های ناامیدی یادگار از خود گذاشت
خرده ی عمرم که چون نقد ...
Read more : تا به فکر خود فتادم | مشاهده شده : 89 | پاسخ ها : 0


شعر معروف روباه و زاغ را چه کسی سروده است ؟

شعر معروف «روباه و زاغ» کتاب‌ درسی دوران مدرسه واقعاً سروده‌ی چه کسی است؟

تصویر زاغی که با یک قالب پنیر به دهان، بالای درختی نشسته و روباهی پای درخت در حال صحبت با او و در واقع گول زدن اوست، شاید برای همه‌ی ما آشنا باشد. بله این تصویر درس «روباه و زاغ» کتاب‌ درسی فارسی است و شعر معروفی که سراینده‌اش حبیب یغمایی معرفی شده است.

اما این شعر در واقع ترجمه‌ی منظوم ...
Read more : شعر معروف روباه و زاغ را چه کسی سروده است ؟ | مشاهده شده : 85 | پاسخ ها : 0


اشک رازیست

اشک رازی‌ست
لبخند رازی‌ست
عشق رازی‌ست
اشک ِ آن شب لبخند ِ عشق‌ام بود.
قصه نیستم که بگویی
نغمه نیستم که بخوانی
صدا نیستم که بشنوی
یا چیزی چنان که ببینی
یا چیزی چنان که بدانی…
من درد مشترکم
مرا فریاد کن
درخت با جنگل سخن می گوید
علف با صحرا
ستاره با کهکشان
و من با تو سخن می گویم
نامت را به من بگو
دستت را به من بده
حرفت را به من ...
Read more : اشک رازیست | مشاهده شده : 167 | پاسخ ها : 0


روز پزشک مبارک باد

روز پزشک را با یک دوبیتی که از مغز کپک زده اینجانب تراوش نموده به جناب دکتر صیادی ،خانم دکتر رستمی نژاد و همه پزشکانی که در زمینه اعتیاد فعالیت می نمایند ، تبریک و تهنیت عرض نموده و برای همه عزیزان از خداوند منان توفیق روزافزون مسئلت می نمایم .

روز و شب از دیدگانم می رود اشک و سرشک
چونکه پنج سالیست درحال ترکم آی زرشک
هر چند ، از چاله ای ...
Read more : روز پزشک مبارک باد | مشاهده شده : 199 | پاسخ ها : 1


برگ سبزی. از استاد ابتهاج


ﻧﺎﺯﻧﯿﻦ ﺁﻣﺪ ﻭ ﺩﺳﺘﯽ ﺑﻪ ﺩﻝ ﻣﺎ ﺯﺩ ﻭ ﺭﻓﺖ
ﭘﺮﺩﻩ ﺧﻠﻮﺕ ﺍﯾﻦ ﻏﻤﮑﺪﻩ ﺑﺎﻻ ﺯﺩ ﻭﺭﻓﺖ
ﮐﻨﺞ ﺗﻨﻬﺎﯾﯽ ﻣﺎ ﺭﺍ ﺑﻪ ﺧﯿﺎﻟﯽ ﺧﻮﺵ ﺑﻮﺩ
ﺧﻮﺍﺏ ﺧﻮﺭﺷﯿﺪ ﺑﻪ ﭼﺸﻢ ﺷﺐ ﯾﻠﺪﺍ ﺯﺩ ﻭ
ﺭﻓﺖ
ﺩﺭﺩ ﺑﯽ ﻋﺸﻘﯽ ﻣﺎ ﺩﯾﺪ ﻭ ﺩﺭﯾﻐﺶ ﺁﻣﺪ
ﺁﺗﺶ ﺷﻮﻕ ﺩﺭ ﺍﯾﻦ ﺟﺎﻥ ﺷﮑﯿﺒﺎ ﺯﺩ ﻭﺭﻓﺖ
ﺧﺮﻣﻦ ﺳﻮﺧﺘﻪ ﻣﺎ ﺑﻪ ﭼﻪ ﮐﺎﺭﺵ ﻣﯽ ﺧﻮﺭﺩ
ﮐﻪ ﭼﻮ ﺑﺮﻕ ﺁﻣﺪ ﻭﺩﺭ ﺧﺸﮏ ﻭﺗﺮ ﻣﺎ ﺯﺩ ﻭﺭﻓﺖ
ﺭﻓﺖ ﻭ ﺍﺯ ﮔﺮﯾﻪ ﻃﻮﻓﺎﻧﯽ ﺍﻡ ﺍﻧﺪﯾﺸﻪ ...
Read more : برگ سبزی. از استاد ابتهاج | مشاهده شده : 305 | پاسخ ها : 0


اندکی صبر. اندکی.....................

ﺍﻧﺪﮐﯽ ﺻﺒﺮ ﺍﮔﺮ ﭘﯿﺸﻪ ﮐﻨﯽ ...
ﺩﺭﺩ ﺗﻨﻬﺎﯾﯽ ﺍﯾﻦ ﭼﻠﭽﻠﻪ ﺭﺍ ﻣﯽ
ﻓﻬﻤﯽ ....
ﺗﻮ ﻓﻘﻂ ﺣﺮﻑ ﻧﺰﻥ ...
ﺧﻮﺩ ﺍﯾﻦ ﺛﺎﻧﯿﻪ ﻫﺎ ﻣﯽ ﮔﻮﯾﻨﺪ ...
ﭘﺸﺖ ﭘﺮﭼﯿﻦ ﺻﺪﺍ
ﻫﻤﻪ ﯼ ﺭﻫﮕﺬﺭﺍﻥ ﺩﺭ ﭘﯽ ﻫﻢ ...
ﺧﺶ ﺧﺶ ﮔﺎﻡ ﺗﻮ ﺭﺍ ﺍﺯ ﻧﻔﺴﺖ ﻣﯽ
ﭼﯿﻨﻨﺪ ....
ﻭ ﺩﺭ ﺁﻥ ﺳﻮﯼ ﺍﮔﺮ ﺧﯿﺮﻩ ﺷﻮﯼ
ﺳﻮﺯ ﻟﺒﻬﺎﯼ ﭼﺮﻭﮐﯿﺪﻩ ﯼ ﺍﯾﻦ ﺧﺎﻃﺮﻩ ﺭﺍ
ﻣﯽ ﺑﯿﻨﯽ
ﻭ ﺑﻪ ﺧﻮﺩ ﻣﯽ ﮔﻮﯾﯽ
ﺷﻮﻕ ﻧﻮﺷﯿﺪﻥ ﯾﮏ ﺟﺮﻋﻪ ﺍﺯ ﺍﯾﻦ ﺁﺏ
ﺣﻼﻟﺴﺖ ...
Read more : اندکی صبر. اندکی..................... | مشاهده شده : 197 | پاسخ ها : 0


به کجا باید رفت

ﺑﻪ ﮐﺠﺎ ﺑﺎﯾﺪ ﺭﻓﺖ
ﺍﺯ ﮐﻪ ﺑﺎﯾﺪ ﭘﺮﺳﯿﺪ
ﮐﻪ ﭼﺮﺍ ﻣﻬﺮ ﺍﺯ ﺍﯾﻦ ﺧﺎﻧﻪ ﺑﻪ ﺩﻭﺭ ﺍﻓﺘﺎﺩﻩ
ﺍﺳﺖ ؟
ﺷﺎﯾﺪ ﺍﻧﺪﻭﻩ ﻧﮕﺎﻫﯽ ﺁﻥ ﺩﻭﺭ
ﺳﺮﮐﯽ ﻣﯽ ﮐﺸﺪ ﺍﺯ ﭘﺸﺖ ﺧﯿﺎﻝ
ﺷﺎﯾﺪ ﻫﻢ ﺟﻔﺘﯽ ﭼﺸﻢ
ﻣﻨﺘﻈﺮ ﻣﺎﻧﺪﻩ ﺑﻪ ﺩﺭ
ﭘﺸﺖ ﺩﯾﻮﺍﺭ ﺻﺪﺍﯾﯽ ﺍﻧﮕﺎﺭ
ﻣﯽ ﺷﺘﺎﺑﺪ ﻭ ﻣﺮﺍ ﻣﯽ ﺧﻮﺍﻧﺪ
ﺧﺒﺮﯼ ﺩﺭ ﺭﺍﻩ ﺍﺳﺖ
ﯾﮏ ﭘﺮﻧﺪﻩ ﺁﻥ ﺭﻭﺯ
ﺑﺎﻝ ﺧﻮﺩ ﺭﺍ ﺑﻪ ﺷﻘﺎﯾﻖ ﻣﯽ ﺩﺍﺩ
ﺗﺎ ﮐﻪ ﺍﺯ ﻗﻌﺮ ﺯﻣﯿﻦ ﺑﺮﺧﯿﺰﺩ
ﺭﯾﺸﻪ ﻫﺎ ﺭﺍ ﺑﺘﮑﺎﻧﺪ ﺩﺭ ﺑﺎﺩ ...
Read more : به کجا باید رفت | مشاهده شده : 223 | پاسخ ها : 0


شب آرامی بود!

می روم در ایوان تا بپرسم از خود
زندگی یعنی چه؟
"مادرم" سینی چایی در دست
گل لبخندی چید!هدیه اش داد به من
"خواهرم"،تکه نانی آورد آمد آنجا
لب پاشویه نشست
"پدرم"دفتر شعری آورد،تکیه بر پشتی داد
شعر زیبایی خواند ومرابرد به آرامش زیبای یقین
با خودم می گفتم:
زندگی،راز بزرگی است که در ما جاریست
زندگی،وزن نگاهی است که در خاطره ها می ماند
زندگی،درک همین اکنون است...


زنده یاد سهراب سپهری
Read more : شب آرامی بود! | مشاهده شده : 254 | پاسخ ها : 4


به بهانه شب یلدا

دوستان شاعر و خوش ذوق مرا ببخشند . ادعای شاعری ندارم فقط خواستم که در این شب تنهایی خود را با سرودن این ابیات پر کنم و شاید هم در این شب خاطره انگیز ، خنده ای روی لب هایتان بنشانم از آنرو که جای شعر ، معر گفته ام .بخاطر همین هم در این ابتدا از همه شما عزیزان پوزش خواسته ام . ولی شما که هم خوش ذوقید و هم دستی بر آتش ...
Read more : به بهانه شب یلدا | مشاهده شده : 295 | پاسخ ها : 0


موعود

دلم هوای توکرده دراین غروب کبود
بیاالهه دورم چرانمیایی
چه قله های پرازبرف بی هیاهوومن
نمانده راه عبورم چرانمیایی
شکسته بال غرورم
زبام خنده بدورم چرا نمیایی
عذاب ودرد بزرگیست درد تنهایی
که برده عقل وشعورم چرا نمیایی
مگرزدرد دل من خبرنداری تو ؟
بیاکه عازم گورم چرانمیایی
Read more : موعود | مشاهده شده : 248 | پاسخ ها : 0


 

ورود  •  ثبت نام


آمار

مجموع پست ها 2986 • مجموع موضوعات 1853 • مجموع کاربران 1925